۲-به دنبال ادامه ی بحران اقتصادی در دنیا محدوده دخالتهای دولت در امور اقتصادی در حال گسترش است که یادآور دوران سیاه رکورد سالهای دهه سی قرن بیستم و طرح دیدگاههای کینزی و مقبولیت آنها و در پی آن آشکار شدن شکست آنهاست. اما دولتها به سرعت در پی تصویت و اجرای طرحهای محرک اقتصادی اند که سایه ی دولت را بر سر اقتصاد سنگین تر می کند. از طرفی آنها مجبور به چنین اقداماتی اند چون در غیر اینصورت از طرف مردم به بی تفاوتی در مورد وضع نابسامان اقتصادی و بیکاری های روزافزون شده و از طرف دیگر در پی گسترش فرآیند جهانی شدن و سعی در محدود کردن تدریجی سیاستهای مداخله جویانه روندی است معکوس.بر اساس واقعیتها و تجربیات گذشته چنین سیاستهایی گرچه ممکن است آثار موقتی و مثبتی در کوتاه مدت و میان مدت داشته باشند اما در بلندمدت اهداف موردنظر را برآورده نمی سازد. به هر حال وجود نوسانات در اقتصاد چه از نوع بحران و رکود و چه از نوع رونق و شکوفایی امری طبیعی است.
۳- وقایع روز دوشنبه پلی تکنیک و اقدامات و ضرب و شتم های نیروهای خارج از دانشگاه و بسیجیها بیش از حد تصور بی شرمانه است... بازداشتهای گسترده دانشجویان در داخل و خارج دانشگاه- مجروحیت وخیم سه نفر و...باز هم مصداقی است بارز از شکستن حرمت و شان دانشگاه و دانشجو!
و باز هم باید امیدوار بود که دانشجویان را زودتر آزاد کنند...
۴-بیانیه دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاه های تهران درباره حوادث اخیر دانشگاه امیرکبیر
دانشگاه و جنبش دانشجویی به مثابه آخرین سنگر آزادی، اگرچه در طول سالیان اخیر هزینه سنگینی را بابت ایستادگیهای خویش پرداخته اما هنوز هم مهمترین دغدغه تمامیتخواهان و اقتدارگرایان است. ازاینروست که پس از حوادث چندی پیش در دانشگاه شیراز، سناریوی خاکسپاری شهدا در دانشگاه امیرکبیر بهانه دیگری شده است برای سرکوب، بازداشت، ضرب و شتم و حتی تحقیر دانشجویان.
از این رو، تمامیتخواهان ضمن دستمایه قراردادن شهدا، به دنبال تبدیل دانشگاه به قبرستان و فریاد دموکراسیخواهانه جنبش دانشجویی به سکوت گورستانی هستند تا بساط استبداد دینی- نفتی خویش را بیش از پیش، پهن و گسترده سازند.
تجارت سیاسی و استفاده ابزاری از شهدا، آشکارا نشان می دهد که حاکمیت حاضر است هر چیزی را برای استمرار استبداد و سرکوب جنبش های دموکراسی خواهانه مردم قربانی کند و در این راه، حتی از پیکر شهدا نیز چشم پوشی نمی کند. براستی این چه تکریم و پاسداشتی برای شهداست که برگزار کنندگان آن با قمه، باتوم و انواع سلاح های سرد به این کارناوال آمدهاند و در آن، موی دانشجویان را گرفته و به در و دیوار می کوبند و سرانجام آن، چیزی جز بازداشت دهها دانشجو و انتقال آنان از کلاس درس به سلول انفرادی زندان نیست؟
شگفتا که واژه ها نیز در حکومت های استبدادی، از خود رنگ می بازند آنچنانکه «تکریم و پاسداشت» با چماق و دشنه همنشین می شود و دانشگاه با گورستان.
حوادث اخیر اما به طور عریان، «دانشگاه مطلوب» اقتدارگرایان را تبیین می کند؛ دانشگاهی که سکوت قبرستانی بر آن حاکم است و دانشجویانی که چیزی جز کالبدهای متحرک نیستند و برای حضور در کلاس درس باید از لابلای سنگهای قبر گذر کنند.
ما دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاه های تهران، ضمن محکوم کردن مصادره سیاسی و استفاده ابزاری از مقام والای شهدا و ابراز تأسف شدید از هتک حرمت دانشگاه و همچنین نگرانی از وضعیت دهها دانشجوی دربند، آزادی بی قید و شرط تمامی دانشجویان بازداشت شده را خواستاریم.
بی شک، جنبش دانشجویی همچنان زخم خورده اما استوار، رنجور اما بانشاط، وجدان بیدار جامعه باقی خواهد ماند و به مبارزه علیه ظلم و استبداد ادامه خواهد داد.
سیاهی شب، پایدار نخواهد ماند.
دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاه های تهران