تبليغاتX
صدای من
جذابیت عدالت اجتماعی و استفاده ابزاری از آن توسط سیاستمداران و هم چنین کشش مردم در قبال آن، یکی از دلایلی بوده که هایئک ده سال از عمر خود را صرف دریافتن مفهوم این اصطلاح نموده و جلد دوم کتاب " قانون، قانونگذاری و آزادی" اش را به بررسی "سراب عدالت اجتماعی" پرداخته است.
اما آنچه که طی این سالیان هایئک از مفهوم عدالت اجتماعی دریافته است، سرابی بیش نبوده که هنوز هم تعریفی معین و میزان سنجشی واحد برای این موضوع به دست نیامده است و به آرمانخواهی سوسیالیستی می انجامد. هایئک علت پوچی این اصطلاح را چنین بیان می کند که عدالت اساسا رفتاری انسانی است و نمی توان عادلانه یا ناعادلانه بودن را به نظم خودجوشی اطلاق نمود.
دلیل گرایش مردم به چنین رویکردی اولا ریشه در ویژگی ها و صفات مربوط به جوامع اولیه ای دارد که حدودا شامل پنجاه نفر می شدند و با پیدایش تمدن بشری، برخی از این ویژگی های آنها که قبلا خوب و سودمند تلقی می شدند، ماهیت خود را از دست داده و توانایی تطبیق با شرایط جدید را نداشته اند. برخی از این ارزشهای حاکم که اغلب به منظور تحکیم وحدت افراد چنین جوامعی نهادینه شده بود، با "آزادی" افراد منافات داشته است. از اینرو برخلاف تصور عده ای افراد در جوامع اولیه آزاد نبوده اند. به تدریج با گسترش تمدن بشری اهداف انتزاعی، جای خود را با واقعیات تغییر داده و طبق معیارهای مشترک و همکاری متقابل افراد، نظمی خودجوش شکل گرفته. اما کشش عموم مردم به چنین موضوعی در واقع به همان ویژگی های جوامع اولیه باز می گردد که به طور ناخودآگاه در انسانها وجود داشته و با سنجه های تمدن فعلی همخوانی ندارد. ثانیا استعمال عدالت اجتماعی به گرایشات آنتروپومورفیسمی مرتبط است که رفتارها، اعمال و ویژگی های انسانی را به بسیاری از پدیده ها نسبت می دهد.
تنها در صورتی می توان عدالت را برای جامعه بکار برد که جامعه را به یک سازمان تبدیل کرده و از حالت طبیعی اش که به صورت نظمی خودجوش است، خارج کنیم. تمایز این دو موضوع یعنی نظم به صورت سازمانی و نظم خودجوش یکی از مواردی است که هایئک همواره توجهی ویژه به آن داشته است. نظم خودجوش –مثل بازار- برخلاف نظم سازمانی محصول عمل آگاهانه و هدفمند نبوده و افراد دارای مسئولیتهای مشخص از پیش تعیین شده نیستند.
گام برداشتن در مسیر عدالت اجتماعی به معنای فاصله گرفتن از نظم خودجوش و پیشروی در نظمی سازمانی می باشد. در این راستا یکی از مهم ترین دستاوردهای تمدن بشری یعنی "آزادی افراد" از میان رفته و بهانه ی خوبی برای دخالت دولت در نظم خودجوش نظام اقتصادی فراهم می کند. گسترش دخالت دولت در جهت به اصطلاح کنترل نظام اقتصادی و تنظیم ارادی توزیع ثروت و درآمد در راستای از میان بردن نابرابری اقتصادی، علاوه بر محدود کردن آزادی های فردی و از میان بردن هر گونه اصل اخلاقی –مانند عدالت- نزد افراد و وابستگی اجتناب ناپذیر مردم به دولت، در نهایت باعث گسترش حاکمیت دولت بر مردم و شکل گیری هر چه بیشتر تمامیت خواهی و استبداد می شود. از اینرو نه تنها ثروتی توزیع نمی شود بلکه این فقر است که در سایه جامعه ای سازمانی در حال توزیع است.
همانطور که گفته شد، عدالت در رفتار افراد معنا می یابد؛در نظام بازار این مفهوم به معنای رفتار بر اساس حق و به عبارتی عدم ضایع کردن حق افراد بر اساس قواعد حاکم می باشد. نتایج نظام خودجوش بازار را از قبل نمی توان پیش بینی کرد، اما در صورت رعایت قواعد توسط افراد و نظارت بی طرفانه ی دولت -به مثابه داور- عدالت برقرار می شود. نارضایتی اکثریت مردم از توزیع درآمد در نظام بازار، از این موضوع ناشی می شود که افراد بر طبق شایستگی شان در جایی که تصور می کردند باید باشند، نیستند. البته این خود به علت تفاوت در مهارت و استعدادهای فردی و گاهی حتی به عوامل پیش بینی نشده ای که اغلب شانس تلقی می شود، باز می گردد. قواعد بازی کاتالاکسی تحت شرایط برابر پاداش را به فرد موفق در بازی می دهد و نه به فرد شایسته تر.
هایئک معتقد است سراب عدالت اجتماعی که برگرفته از خردگرایی صنع گراست، اغلب با عدالت از منظر ارسطو به معنای "توزیع"، یکسان فرض می شود. عدالت توزیعی سهم هر کس را بر اساس منزلت و شایستگی اش تعیین می کند. اما موضوع مهم یعنی میزان شایستگی افراد هم چنان باقی است. چه کسی یا مرکزیتی مسئول تعیین شایستگی های افراد است؟ اساسا انجام این کار غیر ممکن به نظر می رسد چون در جامعه ای بزرگ، عدم وجود اطلاعات کامل این امکان را از ما سلب می کند. عدالت توزیعی تنها در واحدی کوچک مثل خانواده قابل اجراست که افراد شناخت کامل از یکدیگر دارند.
منابع : کتاب"درباره هایئک" دکتر غنی نژاد و "در سنگر آزادی" فون هایئک
نوشته شده توسط لیونا عیسی قلیان در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 |
۱-آیا سیاسی کردن اعتراضات چند شبه ی کوی -که ماهیتی صنفی داشته- چیزی جز روانه کردن تعدادی به اوین آن هم در شرایطی که قدمها باید عقلایی تر از همیشه برداشته شود نتیجه دیگری دارد؟!

۲-نمی دانم چه کسی خود را مسئول تعیین تاریخ مصرف یک تشکل گروه و ... می داند؟ اگر تاریخ مصرفی بایدُ تاریخ خود به روشنی آن را آشکار می سازد و نیازی به پیش گویی های توهم آلود عده ای نیست.

۳-"تولد دوباره"ای که مدعی شده نیزُ سالیان بعد نسلی دیگر قضاوت خواهد نمود.

۴- اگر کسی "مایل و قادر" است اعتراضی چند هزار نفره - و نه چند ده نفره- از تفکر و تشکلی یکدست برپا کند این گوی و این میدان!

۵-دیگر این موضوع را از یاد نبردیم که در مراسم تحکیم وحدت ۱۶ آذر سال پیش در مقابل شعار "زندانی سیاسی آزاد باید گردد" رفقا خواستار آزادی برخی بودند و نه تمامی آنها. اگر قرار بر آزادی است این حق تمام افراد در بند است و نه فقط خودی ها.

۶- این یاوه گویی ها راه را به ترکستان می برد و بس!

پی نوشت: وبلاگ رشید اسماعیلی هم فیلتر شد.

نوشته شده توسط لیونا عیسی قلیان در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 |
"فيلسوف هرگز كشيشي را نكشته است،كشيش اما فيلسوفان بي شماري راكشته است."
ديدرو


 كوي دانشگاه تهران اين روزها بار ديگر شاهد وقايعي تلخ است. وقايعي كه با هجوم عوامل سركوب به داخل كوي دانشگاه وضرب وشتم دانشجويان بر تلخيشان افزوده شده است.جنبش دانشجويي ماههايي سخت و طاقت فرسا را پشت سر مي گذارد . وقايع اخير كوي دانشگاه بيش از هر اقدام ديگر دستگاه سركوب و ارتجاع پرده ريا و تزوير را مي درد و واقعيت زشت پنهان شده در پشت حجاب لفاظيهاي بي پايان عوامل سركوب را در معرض ديد چشمان حقيقت بين قرار مي دهد. بنيادگرايي ديني تمامي نمودها و خواسته هاي سياسي در جنبش دانشجويي را سركوب مي كند و مي كوشد صداهاي اعتراض را با چماق سركوب و هويج وعده معيشت بهتر خفه كند.اينك اما اين خواسته هاي صنفي ومعيشتي دانشجويان است كه با باتوم و چماق سركوب مي شود.اينك اين فقط صداي اعتراض به نبود آزادي نيست كه سركوب مي شود اين صداي قابلمه هاي خاليست كه با هجوم گارد وي‍ژه پاسخ داده مي شود. اينك دولتي كه قرار بود پول نفت را بر سر سفره هابياورد شكمهاي خالي راسيرنمي كند ، صاحبان شكمهاي خالي را موردضرب وشتم قرار مي دهد. هجوم به دانشگاه وضرب و شتم بيرحمانه دانشگاهيان در فصل امتحانات نمادي از دانشگاه ستيزي هيستريك دستگاه سركوب بنيادگرايي است.دانشجويان ليبرال دانشگاههاي تهران لازم مي دانند در اين مورد به چند نكته اشاره كنند.
1- رخ دادن اين اتفاقات در دوران رياست عباسعلي عميد زنجاني بردانشگاه تهران نمادي از رابطه نامتناسب و ظالمانه حوزه و دانشگاه است. از ابتداي انقلاب تاكنون كساني كه سقف معيشت بر ستون شريعت زده اند با شعار وحدت حوزه ودانشگاه تازيانه به گرده اقيانوس دانشگاه و دانشگاهيان زده اند و مي زنند.اينك رواست كه حوزويان آزاده وآزاد ازبندقدرت دربرابر سركوب دانشگاه سكوت نكنندونگذارندتماميت سركوبگري و جفاي دولت در حق دانشگاه به نام تماميت حوزه و به كام باندهاي پنهان قدرت خاتمه يابد.
2- در اين روزهاي سخت ما ازدانشجويان ساكن كوي دانشگاه مي خواهيم كه بادرك موقعيت دشوار و لرزان جنبش دانشجويي بر مطالبات مشخص صنفي تمر كز كنند ، از دادن شعارهاي سياسي افراطي و ورود به زمين بازي غيرمدني و خشن بپرهيزند.در اين وضعيت دشوار به جاي تأكيد بر خواسته هاي برآورده نشدني مي بايست بر گامهاي كوچك اما معقول ودست يافتني تمركز كرد.
3- ما دانشجويان ليبرال دانشگاههاي تهران از دانشجويان مبارز ساكن كوي دانشگاه مي خواهيم مراقب دستهاي مرموزي باشند كه مي كوشند با اقدامات خلاف شأن دانشجويان مبارز به مشوه ساختن چهره معقول،منطقي ،مدني و دموكراسيخواه جنبش دانشجويي بپردازند .ما همچنين نسبت به بهره برداري گروهها و عناصر بدنام ،مطرود،ماجراجو وشهرت طلب ازمبارزات دانشجويان ساكن كوي دانشگاه تهران هشدار داده و دانشجويان را به هشياري در مقابله با فرصت طلباني كه به انحراف كشيدن هر حركت اصولي و اصيلي را وظيفه خود مي دانند فرامي خوانيم.
4- ما مسئولان فعلي دانشگاه تهران ،وزارت علوم و دولت را به تجديدنظر دراقدامات غيرمنطقي،غيرقانوني و ضدحقوق بشري در قبال جنبش دانشجويي كه بيشتر انتقامگيريهاي كور وكودكانه را مي ماند تا رفتارهاي مسئولانهودولتمردانه دعوت مي كنيم .ما ازآنان مي خوهيم از تاريخ درس گرفته ودريابند كساني كه امروز بذر كين مي كارند فردا چيزي جز خشونتي بي مهار درو نخواهند كرد و نصيب نخواهند برد.

نوشته شده توسط لیونا عیسی قلیان در سه شنبه نهم بهمن 1386
روزهای سرد زمستان 86 را در حالی سپری می کنیم، که سرمای آن را بهتر از هر کس، فعالان سیاسی و اجتماعی اعم از دانشجویی، کارگری و سایر آزادی خواهان شجاع دل تحمل می کنند. این روزها، گوش هایمان به شنیدن اخبار ناگوار عادت کرده اند؛ از دستگیری یا احضار فعالان حوزه زنان، دانشجویان، کارگران و... تا مرگ یکی از آنها زیر فشار زندانبانان ناجوانمرد. در این اوضاع و احوال آشفته، خبر دلنشینی از خطه همیشه سبز گیلان، جانمان را جلا بخشید. خبر کوتاه بود و مختصر: اعلام موجودیت حلقه لیبرال های گیلان.

 دانشجویان لیبرال دانشگاه های تهران این رویداد خجسته را به فال نیک گرفته و ضمن تبریک این اقدام تحسین برانگیز به کلیه فعالان سیاسی و خصوصا دوستان عزیزمان در حلقه لیبرال های گیلان، برای این عزیزان در ادامه راه خود، دلهایی امیدوار و قدم هایی استوار و مستحکم آرزو می کنند.

دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران

نوشته شده توسط لیونا عیسی قلیان در پنجشنبه چهارم بهمن 1386