تبليغاتX
صدای من

18 تير بي شك، صفحه اي ماندگار در تقويم جنبش دانشجويي كشورمان محسوب مي شود؛ به گونه اي كه تاريخ كوشش هاي دموكراسي خواهانه و اعتراضي دانشجويان در كشورهاي استبدادي، همواره با ديده احترام و بغضي فروخورده به آن مي نگرد.

اگر دوم خرداد را گواهي بر مطالبات سياسي و آرمان هاي دموكراتيك ايرانيان تلقي كنيم اما حوادث تلخ و خونبار تيرماه سال 78 آشكارا نشان داد كه نظام سياسي حاكم، تا چه اندازه اي از ظرفيّت انتقاد و اعتراضات دانشجويي برخوردار است. از اين رو بيراهه نيست اگر استدلال كنيم كه فاجعه 18 تير، سرنوشت جنبش اصلاحات را، پيشاپيش و به گونه اي آشكار، به تصوير كشيد و سيماي پنهان امّا حقيقي استبداد ديني آغشته به نفت را عيان ساخت. براستي افسوس بر نظامي كه در مواجهه با اعتراض هاي دانشجوياني كه در همين سرزمين پرورش يافته اند، به انواع سلاح هاي گرم و سرد و زندان و شكنجه و انفرادي متوسل مي شود.

گرچه پيگيري قضايي اين فاجعه، همچنان كمترين خواسته جنبش دانشجويي و افكار عمومي محسوب مي شود امّا تقليل 18 تير تا حد «دزديده شدن يك ريش تراش» عملاً دهن كجي گستاخانه اي به مجموعه آزادي خواهان، فعالان حقوق بشر و حتي جامعه ايراني است كه به خاطره اي دردناك تر از فجايع آن چند روز تبديل شد.

جامعه ايران، از انقلاب مشروطه تاكنون، همچنان آبستن مطالبات موكراتيك و آزادي خواهانه است و 18 تير نيز، كوششي خونبار و ماندگار در راستاي نيل به همين آرمان هاي پاك و مقدس محسوب مي شود. اگر بپذيريم كه زايش و تكوين دموكراسي، همچون هر تولد ديگر، با رنج و مصائب گريزناپذيري همراه است پس چنين به نظر مي رسد كه روز به روز، بلكه لحظه به لحظه، بر رنج تكوين دموكراسي در جامعه ايراني افزوده مي شود و در اين ميان، جنبش دانشجويي همچنان اين صليب شكسته را به دوش مي كشد و در اين مسير، مظلومانه امّا مصمم، بيشترين هزينه ها را مي پردازد.

ما فعّالان سياسي- دانشجويي ليبرال دانشگاه هاي تهران، ياد و خاطره عزت ابراهيم نژاد و تمامي دانشجويان رنج كشيده اي را كه در سال هاي عشق و شور جواني، به بند در آمدند، گرامي مي داريم و بار ديگر، آزادي بي قيد و شرط ياران دبستاني در بندمان را خواستاريم.

باشد تا روزي نه چندان دور، در همين كوچه هايي كه اينك سرد و استبداد زده اند، در هواي دموكراسي استنشاق كنيم.   

 

 

 

نوشته شده توسط لیونا عیسی قلیان در شنبه پانزدهم تیر 1387 |
 
۱-بیانیه دانشجویان لیبرال درباره فشارهای تازه بر جنبش دانشجویی

سرانجام پس از قریب به یک سال، دستگاه قضایی کشور احکام حبس طویل­المدتی را برای سه دانشجوی دربند آقایان احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی صادر کرد. گر چه از همان نخستین روزهای بازداشت این سه دانشجو، به نظر می‌رسید که پروژه جدیدی برای تهدید دانشجویان و تحدید جنبش­های دموکراسی­خواه کلید خورده‌است اما چندان گمان نمی‌رفت که این پروژه، به چنین نتیجه‌ای ختم شود. صدور حکم 78 ماه زندان برای یاران دبستانی ما بیش از هرچیز گویای این واقعیت است که هم اینک، عدالت‌خانه جمهوری اسلامی، سخت تحت نفوذ و تأثیر نیروهای امنیتی– اطلاعاتی قرار گرفته‌است.

با این حال تجربه تاریخی نشان داده که جنبش دانشجویی ایران، نه تنها با این‌گونه فشارها و برخوردها متوقف نخواهد شد بلکه اهداف دموکراتیک و حقوق بشری خود را آگاهانه­تر و هوشمندانه­تر پی خواهد گرفت. از این رو جای تردید نیست که دود این نوع برخوردها به چشم کسانی خواهد رفت که قدرت سیاسی و رانت­های اقتصادی را مستانه در آغوش گرفته­اند و این‌گونه، دانشجویان و فعالان حقوق بشری و دموکراسی‌خواه را به مسلخ می­برند.

دانشجویان لیبرال دانشگاه‌های تهران ضمن محکوم کردن این احکام، آزادی بی­قید و شرط آقایان احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی را خواستار هستند. ناگفته پیداست بار سنگین جفایی که به حق یاران دبستانی ما می‌رود به دوش خانواده­های این عزیزان است که صبورانه، بهار آزادی فرزندان بی‌گناهشان را به انتظار نشسته­اند. از این رو دانشجویان لیبرال دانشگاه‌های تهران، صمیمانه با خانواده­های پژمرده اما صبور دانشجویان دربند، ابراز هم‌دردی می‌کند.

اگر چه در این پرونده عده‌ای سرانجام به نیت خود در محبوس ساختن یاران­مان دست یافتند اما بی­شک وجدان عمومی جامعه و مهم‌تر از همه، تاریخ در آینده‌ای نه چندان دور درباره تمامی رفتارها و عملکردها به قضاوت خواهد نشست.

ما هم‌چنین فشار های وارده بر دانشجویان از طریق احضارهای دوباره به کمیته های انضباطی به خصوص احضار دانشجویان دانشگاه‌های شیراز و علامه طباطبایی را محکوم کرده، خواستار توقف برخوردهای غیرقانونی مسئولین دانشگاه‌ها و برکناری روسای دانشگاههای علامه و شیراز می‌باشیم.

                                                        دانشجویان لیبرال دانشگاه‌های تهران

۲-بهروز کریمی زاده آزاد شد. از شنیدین این خبر خیلی خوشحال شدم. امیدوارم حالش خوب باشد.

۳- امروز نود و سومین سالروز نسل کشی ارامنه توسط ترکهای عثمانی است. امیدوارم دیگر تاریخ شاهد نسل کشی ای دیگر نباشد.

۴-این هم از چهارمین برنده جایزه میلتون فریدمن برای توسعه آزادی:

Yon Goicoechea, leader of the pro-democracy student movement in Venezuela, has been awarded the 2008 Milton Friedman Prize for Advancing Liberty. Under Goicoechea's leadership, the student movement organized mass opposition to the erosion of human and civil rights in Venezuela and played the key role in defeating Hugo Chávez's bid for a constitutional reform that would have turned the country into a dictatorship. Goicoechea's vision of optimism, tolerance, and modernity have breathed new life into efforts to defend basic freedoms in Venezuela and elsewhere in Latin America where freedom is threatened.

 

نوشته شده توسط لیونا عیسی قلیان در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 |

سال 86 سال سختی برای دانشگاه و دانشگاهیان بود. سال بازداشت. سال تعلیق و اخراج و توبیخ. سال زندان و شکنجه. سال فشارهای سخت و طاقت فرسا. در عین حال سال 86 سال سربلندی و سرفرازی جنبش دانشجویی بود. دانشجویان ایرانی با پای فشاری بر دو آرمان نهایی خود یعنی دموکراسی و حقوق بشر مبارزات مستقل دانشجویی را علیه حاکمیت بنیاد گرا پیش بردند. سازماندهی اعتراض وسیع دانشجویی علیه حضور محمود احمدی نژاد در دانشگاه تهران، برگزاری با شکوه تجمع روز دانشجو با موفقیت کامل و مقاومت دلیرانه ی دانشجویان در دانشگاههایی مانند پلی تکنیک و علامه علیه فشارهای کمر شکن سربازان و عمله ی استبداد، در کنار برگزاری دهها تجمع اعتراضی دیگر در تهران و شهرستانها تنها بخشی از عملکرد پر افتخار جنبش دانشجویی طی سال گذشته بوده است.

در عین حال روند این مقاومت و مبارزه بی هزینه هم نبود. بدون شک سه دانشجوی زندانی دانشگاه پلی تکنیک بزرگترین قربانیان هجوم بی رحمانه ی بنیادگرایان دینی به دانشگاه بودند. مقاومت قهرمانانه ی این دانشجویان در برابر فشارها و نهایتا دریافت حکم برائت و رسوایی سناریوی نشریات جعلی، پیروزی بزرگ جنبش دانشجویی در سال 86 محسوب می شد. عجبا که به رغم اثبات بی گناهی، این سه عزیز رنج دیده به اقتضای طبع کینه جوی حاکمیت بنیادگرا همچنان به ناحق و بدون در نظر گرفتن معیارها و موازین قانونی به بند کشیده شده اند. آنچه بر این سه دانشجو گذشت برگی بود از قصه ی پر غصه ی نقض حقوق بشر در ایرن و سرکوب آزادی بیان، حالا دیگر کیست که نداند دانشجویان پلی تکنیک تاوان انتقاد از احمدی نژاد را پرداختند و می پردازند؟

بازداشت دست جمعی اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و حمله ی مسلحانه به دفتر سازمان دانش آموختگان و بازداشت سخنگو و برخی از اعضای این سازمان در سالگرد جنایت 18 تیر کوی دانشگاه و یورش به تجمع دانشجویان چپگرا و دستگیری فله ای و غیر قانونی فعالین دانشجویی طیف چپ بخشهایی دیگر از سناریوی فشار بر مخالفین و منتقدین حاکمیت از هر طیف و گروه فکری بود.

دانشجویان اما با تمام توان در برابر این فشارها مقاومت کردند و عجز و لابه ی بخشهایی از حاکمیت که مذبوحانه انقلاب فرهنگی دوم را خواستار می شوند در واقع ناشی از شکست سیاستهای سرکوبگرایانه برای وادار کردن دانشجویان به سکوت است. بی شک مهمترین دستاورد این مقاومت بسط و تعمیق پارادایم دموکراسی و حقوق بشر در دانشگاهها و حرکت بی تزلزل جنبش دانشجویی در راه تحقق این دو ارزش شریف و والای تمدن مدرن بوده است. دانشجویان در تمامی کنشهای اعتراضی خود نشان دادند که دموکراسی و حقوق بشر دو خواست و آرمان اصلی جنبش دانشجویی است.

دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران ضمن تقدیر از مبارزات خستگی ناپذیر دانشجویی و ضمن اعلام همبستگی با جنبش مقاومت مدنی علیه استبداد دینی همه ی فعالین دانشجویی را به ادامه ی روند مقاومت در سال آینده دعوت می کنند. بدون شک مقاومت در برابر استبداد محتاج درایت نیز هست می بایست با تکیه بر عقلانیت و بازنگری تاکتیکها راه ناهموار آزادی را بپیماییم و بر شانه های نحیف جنبش دانشجویی باری سنگین تر از توان نگذاریم از این رو و با توجه به طراحی سیاست انقلاب فرهنگی دوم و تلاش بری تحقق آن در سال 87 ،دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران در سال پیش رو دفاع از آزادیهای آکادمیک و کیان دانشگاه را مهمترین وظیفه ی پیش روی فعالین دانشجویی ارزیابی می کنند، غیر از آن ادامه ی اعتراض به نقض حقوق بشر و سرکوب خواستهای دیگر جنبشهای اجتماعی نظیر جنبشهای زنان، کارگران(و معلمان) می بایست در دستور کار فعالین دانشجویی باشد. همبستگی جنبشهای اجتماعی بدون شک هموار کننده ی راه دموکراسی در ایران خواهد بود.

در پایان دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران ضمن تبریک سال جدید به عموم فعالین دانشجویی خواستار آزادی سه دانشجوی مظلوم دانشگاه پلی تکنیک آقایان- احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی- هستند. ما همچنین نسبت به اخبار دلخراش شکنجه ی دانشجویان چپگرا شدیدا ابراز نگرانی نموده و خواهان آزادی باقی دانشجویان چپگرای زندانی از جمله آقایان بهروز کریمی زاده و پیمان پیران هستیم. سعید فیض الله زاده فعال دانشجویی دانشگاه علامه نیز این روزها به تاوان حق طلبی اش در زندان اوین محبوس است آزادی او و دیگر دانشجویان زندانی در آستانه ی سال نو حداقل کاریست که حاکمیت برای جبران ظلم و ستمی که در حق دانشجویان مرتکب شده است می تواند انجام دهد.

دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران

نوشته شده توسط لیونا عیسی قلیان در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
8 مارس یادآور یکصد سال مبارزه زنان برای کسب حقوق برابر در اقصی نقاط جهان است. حاکمیت بنیادگرا در ایران، در راستای نابودی نهادهای مدنی برای ایجاد یک جامعه تماماً پوپولیستی انواع فشارها را بر فعالین  عرصه جامعه مدنی وارد می کند. جنبش زنان نیز به عنوان یکی از جنبشهای اجتماعی فعال در ایران در کنار جنبش دانشجویی،جنبش کارگری، جنبش سبکهای زندگی و ... مورد هجوم حاکمیت قرار دارد . جنبش زنان ایران  با  فعالیت در کمپین یک میلیون امضا به گسترش گفتمان برابری خواهی و فعالیت بر ضد تبعیض علیه زنان پرداخته و به مقاومت مدنی در برابر فشارهای حکومت پدرسالار دست زده است. گسترش همین  فعالیت ها ست که امروزه  یکی از معتبرترین جوایز حقوق بشر را برای خانم پروین اردلان به ارمغان آورده است. فعالیتهایی که استبداد نفتی نه تنها   آنها را ارجی نمی نهد بلکه بر سرکوب فعالین جنبش زنان  نیز می افزاید. ما دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران با تاکید بر گسترش گفتمان برابری حقوقی میان زن و مرد و میان آحاد شهروندان  جامعه که مبنای حقوق بنیادین بشر محسوب شده و به گسترش هر چه بیشتر حقوق بشر در جامعه منجر می شود از فعالیتهای جنبش زنان و نمود برجسته آن در جامعه ایران یعنی کمپین یک میلیون امضا  حمایت می کنیم .

 پس از حاکم شدن هر چه بیشتر ویژگیهای ارتجاعی در سیاستگذاریهای کلان جامعه، حق  آموزش زنان  به عنوان یکی از پنج شاخص اصلی توسعه یافتگی نیز بیش از پیش  مورد تبعیض و تحدید قرار گرفته است. این در حالی است که آموزش از حقوق اولیه هر انسان بوده و محدودیت بر اساس جنسیت یکی از آشکارترین موارد نقض حقوق بشر است که در قالب طرح هایی نظیر سهمیه بندی جنسیتی در دانشگاه توسط ساختار قدرت پدر سالار پی گیری می شود. مقابله با این نوع اندیشه های زن ستیزانه ریشه دار در قرائت بنیادگرا یانه از دین  حاکم بر دولت استبدادی نفتی،  نیازمند فعالیتی طولانی و مستمر است که می تواند و می بایست مورد حمایت موثر جنبش دانشجویی قرار گیرد. جای تأسف است که چنین تبعیضهایی در سرزمینی رخ می دهد که احترام به حقوق زنان در آیینها و سنتهای باستانی آن سخت مورد توجه بوده است. ما با بیان اعتراض خود نسبت به این طرح ها، از تمامی گروه های دانشجویی می خواهیم اعتراض خود را نسبت به این طرح ها اعلام کنند.

 کارنامه جنبش زنان در سال گذشته درخشان است و با وجود تمام مشکلات نظیر بازداشت فعالین جنبش زنان طی سال گذشته در مقاطع زمانی گوناگون, گسترش خواسته های زنان در جامعه و آگاهی بخشی به توده مردم توسط اعضای کمپین یک ملیون امضا نتایج درخشانی را به بار آورده است که می توان به مطرح شدن موارد ارث و دیه در مجلس وجلوگیری از تصویب لایحه حمایت از خانواده اشاره کرد.

 ما با تبریک روز جهانی زن  تلاش مسالمت آمیز فعالین جنبش زنان برای دست یابی به آزادی های مدنی را ارج می نهیم و در این راه، خود را همراه آنها می دانیم .

 

        دانشجویان لیبرال دانشگاه های تهران

نوشته شده توسط لیونا عیسی قلیان در جمعه هفدهم اسفند 1386
 
دوستان دوشنبه بیستم اسفند ساعت ۱۱ تا ۱۵ دانشکده اقتصاد میزبان جشن همیاری با "محک" (موسسه خیریه حمایت از کودکان سرطانی) است.

چشم انتظار حضور سبزتان هستیم...

نوشته شده توسط لیونا عیسی قلیان در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 |

وب سایت "ایران لیبرالیسم" افتتاح شد. دراین سایت اینترنتی، تلاش و اهتمام اصلی بر این بوده است که دیدگاه های بزرگان و متفکران شناخته شده ایرانی مکتب لیبرالیسم به صورت اجمالی عرضه گردد ومقالات ایشان در این زمینه در دسترس قرار گیرد و نیز فضایی باشد برای انتشار و نقد آرا و اندیشه های فیلسوفان جهانی لیبرالیسم.

 لازم به ذکر است که این پایگاه اینترنتی، جنبه خبری نداشته و صرفا تحلیلی و تئوریک است.

 امیدواریم در راه شناساندن هر چه بیشتر این مکتب فکری و سیاسی عالمگیر به هم میهنان عزیز و فارسی زبانان گرامی، گامی هر چند کوچک و ناچیز برداریم و در این راستا، دست تک تک علاقه مندان به همکاری را صمیمانه می فشاریم.

نوشته شده توسط لیونا عیسی قلیان در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386
جذابیت عدالت اجتماعی و استفاده ابزاری از آن توسط سیاستمداران و هم چنین کشش مردم در قبال آن، یکی از دلایلی بوده که هایئک ده سال از عمر خود را صرف دریافتن مفهوم این اصطلاح نموده و جلد دوم کتاب " قانون، قانونگذاری و آزادی" اش را به بررسی "سراب عدالت اجتماعی" پرداخته است.
اما آنچه که طی این سالیان هایئک از مفهوم عدالت اجتماعی دریافته است، سرابی بیش نبوده که هنوز هم تعریفی معین و میزان سنجشی واحد برای این موضوع به دست نیامده است و به آرمانخواهی سوسیالیستی می انجامد. هایئک علت پوچی این اصطلاح را چنین بیان می کند که عدالت اساسا رفتاری انسانی است و نمی توان عادلانه یا ناعادلانه بودن را به نظم خودجوشی اطلاق نمود.
دلیل گرایش مردم به چنین رویکردی اولا ریشه در ویژگی ها و صفات مربوط به جوامع اولیه ای دارد که حدودا شامل پنجاه نفر می شدند و با پیدایش تمدن بشری، برخی از این ویژگی های آنها که قبلا خوب و سودمند تلقی می شدند، ماهیت خود را از دست داده و توانایی تطبیق با شرایط جدید را نداشته اند. برخی از این ارزشهای حاکم که اغلب به منظور تحکیم وحدت افراد چنین جوامعی نهادینه شده بود، با "آزادی" افراد منافات داشته است. از اینرو برخلاف تصور عده ای افراد در جوامع اولیه آزاد نبوده اند. به تدریج با گسترش تمدن بشری اهداف انتزاعی، جای خود را با واقعیات تغییر داده و طبق معیارهای مشترک و همکاری متقابل افراد، نظمی خودجوش شکل گرفته. اما کشش عموم مردم به چنین موضوعی در واقع به همان ویژگی های جوامع اولیه باز می گردد که به طور ناخودآگاه در انسانها وجود داشته و با سنجه های تمدن فعلی همخوانی ندارد. ثانیا استعمال عدالت اجتماعی به گرایشات آنتروپومورفیسمی مرتبط است که رفتارها، اعمال و ویژگی های انسانی را به بسیاری از پدیده ها نسبت می دهد.
تنها در صورتی می توان عدالت را برای جامعه بکار برد که جامعه را به یک سازمان تبدیل کرده و از حالت طبیعی اش که به صورت نظمی خودجوش است، خارج کنیم. تمایز این دو موضوع یعنی نظم به صورت سازمانی و نظم خودجوش یکی از مواردی است که هایئک همواره توجهی ویژه به آن داشته است. نظم خودجوش –مثل بازار- برخلاف نظم سازمانی محصول عمل آگاهانه و هدفمند نبوده و افراد دارای مسئولیتهای مشخص از پیش تعیین شده نیستند.
گام برداشتن در مسیر عدالت اجتماعی به معنای فاصله گرفتن از نظم خودجوش و پیشروی در نظمی سازمانی می باشد. در این راستا یکی از مهم ترین دستاوردهای تمدن بشری یعنی "آزادی افراد" از میان رفته و بهانه ی خوبی برای دخالت دولت در نظم خودجوش نظام اقتصادی فراهم می کند. گسترش دخالت دولت در جهت به اصطلاح کنترل نظام اقتصادی و تنظیم ارادی توزیع ثروت و درآمد در راستای از میان بردن نابرابری اقتصادی، علاوه بر محدود کردن آزادی های فردی و از میان بردن هر گونه اصل اخلاقی –مانند عدالت- نزد افراد و وابستگی اجتناب ناپذیر مردم به دولت، در نهایت باعث گسترش حاکمیت دولت بر مردم و شکل گیری هر چه بیشتر تمامیت خواهی و استبداد می شود. از اینرو نه تنها ثروتی توزیع نمی شود بلکه این فقر است که در سایه جامعه ای سازمانی در حال توزیع است.
همانطور که گفته شد، عدالت در رفتار افراد معنا می یابد؛در نظام بازار این مفهوم به معنای رفتار بر اساس حق و به عبارتی عدم ضایع کردن حق افراد بر اساس قواعد حاکم می باشد. نتایج نظام خودجوش بازار را از قبل نمی توان پیش بینی کرد، اما در صورت رعایت قواعد توسط افراد و نظارت بی طرفانه ی دولت -به مثابه داور- عدالت برقرار می شود. نارضایتی اکثریت مردم از توزیع درآمد در نظام بازار، از این موضوع ناشی می شود که افراد بر طبق شایستگی شان در جایی که تصور می کردند باید باشند، نیستند. البته این خود به علت تفاوت در مهارت و استعدادهای فردی و گاهی حتی به عوامل پیش بینی نشده ای که اغلب شانس تلقی می شود، باز می گردد. قواعد بازی کاتالاکسی تحت شرایط برابر پاداش را به فرد موفق در بازی می دهد و نه به فرد شایسته تر.
هایئک معتقد است سراب عدالت اجتماعی که برگرفته از خردگرایی صنع گراست، اغلب با عدالت از منظر ارسطو به معنای "توزیع"، یکسان فرض می شود. عدالت توزیعی سهم هر کس را بر اساس منزلت و شایستگی اش تعیین می کند. اما موضوع مهم یعنی میزان شایستگی افراد هم چنان باقی است. چه کسی یا مرکزیتی مسئول تعیین شایستگی های افراد است؟ اساسا انجام این کار غیر ممکن به نظر می رسد چون در جامعه ای بزرگ، عدم وجود اطلاعات کامل این امکان را از ما سلب می کند. عدالت توزیعی تنها در واحدی کوچک مثل خانواده قابل اجراست که افراد شناخت کامل از یکدیگر دارند.
منابع : کتاب"درباره هایئک" دکتر غنی نژاد و "در سنگر آزادی" فون هایئک
نوشته شده توسط لیونا عیسی قلیان در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 |
۱-آیا سیاسی کردن اعتراضات چند شبه ی کوی -که ماهیتی صنفی داشته- چیزی جز روانه کردن تعدادی به اوین آن هم در شرایطی که قدمها باید عقلایی تر از همیشه برداشته شود نتیجه دیگری دارد؟!

۲-نمی دانم چه کسی خود را مسئول تعیین تاریخ مصرف یک تشکل گروه و ... می داند؟ اگر تاریخ مصرفی بایدُ تاریخ خود به روشنی آن را آشکار می سازد و نیازی به پیش گویی های توهم آلود عده ای نیست.

۳-"تولد دوباره"ای که مدعی شده نیزُ سالیان بعد نسلی دیگر قضاوت خواهد نمود.

۴- اگر کسی "مایل و قادر" است اعتراضی چند هزار نفره - و نه چند ده نفره- از تفکر و تشکلی یکدست برپا کند این گوی و این میدان!

۵-دیگر این موضوع را از یاد نبردیم که در مراسم تحکیم وحدت ۱۶ آذر سال پیش در مقابل شعار "زندانی سیاسی آزاد باید گردد" رفقا خواستار آزادی برخی بودند و نه تمامی آنها. اگر قرار بر آزادی است این حق تمام افراد در بند است و نه فقط خودی ها.

۶- این یاوه گویی ها راه را به ترکستان می برد و بس!

پی نوشت: وبلاگ رشید اسماعیلی هم فیلتر شد.

نوشته شده توسط لیونا عیسی قلیان در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 |
"فيلسوف هرگز كشيشي را نكشته است،كشيش اما فيلسوفان بي شماري راكشته است."
ديدرو


 كوي دانشگاه تهران اين روزها بار ديگر شاهد وقايعي تلخ است. وقايعي كه با هجوم عوامل سركوب به داخل كوي دانشگاه وضرب وشتم دانشجويان بر تلخيشان افزوده شده است.جنبش دانشجويي ماههايي سخت و طاقت فرسا را پشت سر مي گذارد . وقايع اخير كوي دانشگاه بيش از هر اقدام ديگر دستگاه سركوب و ارتجاع پرده ريا و تزوير را مي درد و واقعيت زشت پنهان شده در پشت حجاب لفاظيهاي بي پايان عوامل سركوب را در معرض ديد چشمان حقيقت بين قرار مي دهد. بنيادگرايي ديني تمامي نمودها و خواسته هاي سياسي در جنبش دانشجويي را سركوب مي كند و مي كوشد صداهاي اعتراض را با چماق سركوب و هويج وعده معيشت بهتر خفه كند.اينك اما اين خواسته هاي صنفي ومعيشتي دانشجويان است كه با باتوم و چماق سركوب مي شود.اينك اين فقط صداي اعتراض به نبود آزادي نيست كه سركوب مي شود اين صداي قابلمه هاي خاليست كه با هجوم گارد وي‍ژه پاسخ داده مي شود. اينك دولتي كه قرار بود پول نفت را بر سر سفره هابياورد شكمهاي خالي راسيرنمي كند ، صاحبان شكمهاي خالي را موردضرب وشتم قرار مي دهد. هجوم به دانشگاه وضرب و شتم بيرحمانه دانشگاهيان در فصل امتحانات نمادي از دانشگاه ستيزي هيستريك دستگاه سركوب بنيادگرايي است.دانشجويان ليبرال دانشگاههاي تهران لازم مي دانند در اين مورد به چند نكته اشاره كنند.
1- رخ دادن اين اتفاقات در دوران رياست عباسعلي عميد زنجاني بردانشگاه تهران نمادي از رابطه نامتناسب و ظالمانه حوزه و دانشگاه است. از ابتداي انقلاب تاكنون كساني كه سقف معيشت بر ستون شريعت زده اند با شعار وحدت حوزه ودانشگاه تازيانه به گرده اقيانوس دانشگاه و دانشگاهيان زده اند و مي زنند.اينك رواست كه حوزويان آزاده وآزاد ازبندقدرت دربرابر سركوب دانشگاه سكوت نكنندونگذارندتماميت سركوبگري و جفاي دولت در حق دانشگاه به نام تماميت حوزه و به كام باندهاي پنهان قدرت خاتمه يابد.
2- در اين روزهاي سخت ما ازدانشجويان ساكن كوي دانشگاه مي خواهيم كه بادرك موقعيت دشوار و لرزان جنبش دانشجويي بر مطالبات مشخص صنفي تمر كز كنند ، از دادن شعارهاي سياسي افراطي و ورود به زمين بازي غيرمدني و خشن بپرهيزند.در اين وضعيت دشوار به جاي تأكيد بر خواسته هاي برآورده نشدني مي بايست بر گامهاي كوچك اما معقول ودست يافتني تمركز كرد.
3- ما دانشجويان ليبرال دانشگاههاي تهران از دانشجويان مبارز ساكن كوي دانشگاه مي خواهيم مراقب دستهاي مرموزي باشند كه مي كوشند با اقدامات خلاف شأن دانشجويان مبارز به مشوه ساختن چهره معقول،منطقي ،مدني و دموكراسيخواه جنبش دانشجويي بپردازند .ما همچنين نسبت به بهره برداري گروهها و عناصر بدنام ،مطرود،ماجراجو وشهرت طلب ازمبارزات دانشجويان ساكن كوي دانشگاه تهران هشدار داده و دانشجويان را به هشياري در مقابله با فرصت طلباني كه به انحراف كشيدن هر حركت اصولي و اصيلي را وظيفه خود مي دانند فرامي خوانيم.
4- ما مسئولان فعلي دانشگاه تهران ،وزارت علوم و دولت را به تجديدنظر دراقدامات غيرمنطقي،غيرقانوني و ضدحقوق بشري در قبال جنبش دانشجويي كه بيشتر انتقامگيريهاي كور وكودكانه را مي ماند تا رفتارهاي مسئولانهودولتمردانه دعوت مي كنيم .ما ازآنان مي خوهيم از تاريخ درس گرفته ودريابند كساني كه امروز بذر كين مي كارند فردا چيزي جز خشونتي بي مهار درو نخواهند كرد و نصيب نخواهند برد.

نوشته شده توسط لیونا عیسی قلیان در سه شنبه نهم بهمن 1386
روزهای سرد زمستان 86 را در حالی سپری می کنیم، که سرمای آن را بهتر از هر کس، فعالان سیاسی و اجتماعی اعم از دانشجویی، کارگری و سایر آزادی خواهان شجاع دل تحمل می کنند. این روزها، گوش هایمان به شنیدن اخبار ناگوار عادت کرده اند؛ از دستگیری یا احضار فعالان حوزه زنان، دانشجویان، کارگران و... تا مرگ یکی از آنها زیر فشار زندانبانان ناجوانمرد. در این اوضاع و احوال آشفته، خبر دلنشینی از خطه همیشه سبز گیلان، جانمان را جلا بخشید. خبر کوتاه بود و مختصر: اعلام موجودیت حلقه لیبرال های گیلان.

 دانشجویان لیبرال دانشگاه های تهران این رویداد خجسته را به فال نیک گرفته و ضمن تبریک این اقدام تحسین برانگیز به کلیه فعالان سیاسی و خصوصا دوستان عزیزمان در حلقه لیبرال های گیلان، برای این عزیزان در ادامه راه خود، دلهایی امیدوار و قدم هایی استوار و مستحکم آرزو می کنند.

دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران

نوشته شده توسط لیونا عیسی قلیان در پنجشنبه چهارم بهمن 1386